آکادمی امیدان حضور جوان

آکادمی امیدان حضور جوان

برگزار کننده دوره ها و کارگاه های روانشناسی به شکل حضوری و غیر حضوری
آکادمی امیدان حضور جوان

آکادمی امیدان حضور جوان

برگزار کننده دوره ها و کارگاه های روانشناسی به شکل حضوری و غیر حضوری

فنون آرام سازی همسر عصبانی در خلاصه مطالب یک کارگاه‌ روان شناسی

اختلاف عقیده بین دو نفر به ویژه بین همسران یک امر طبیعی است. خیلی وقت‌ها همسران بر سر مسائل بی‌ارزشی با یکدیگر اختلاف عقیده پیدا می‌کنند و سر همان مسائل جزئی از هم عصبانی می‌شوند. این عصبانیت‌ها گاهی اوقات کوتاه است و زود به پایان می‌رسد اما گاهی اوقات ممکن است ساعت‌ها طول بکشد. مسئله‌ی مهم این است که چگونه افراد بتوانند در این مواقع خود را کنترل کنند تا به معضلات جدی‌تر دچار نشوند.
در خلاصه مطالب کارگاه روان شناسی که در زیر برای شما گرد آورده ایم، ۷ روش برای آرام کردن همسر عصبانی آموزش داده می‌شود. 
ادامه مطلب ...

خلاصه مطالب کارگاه روانشناسی کودک: استقلال طلبی کودکان و راه‌های تقویت آن

در یک کارگاه روان شناسی کودک که با موضوع استقلال خواهی کودکان برگزار شد، مطالبی درباره حد و مرز استقلال دادن به کودکان ذکر شد که در زیر خلاصه‌ای از آن را برای شما ذکر می‌کنیم. 

 استقلال کودک، یعنی هرچه خواست به او بدهم؟

اصولا انسان‌ها موجودی استقلال طلب هستند و مایل‌اند که دیگران هم این استقلال را به رسمیت بشناسند. اما امروزه، بسیاری از پدر و مادران در این مسئله دچار افراط و تفریط می‌شوند. گروه اول به هیچ وجه مستقل شدن کودک را نمی‌پذیرند و آنقد از او حمایت می‌کنند تا در بزرگسالی هم فردی وابسته باقی می‌ماند که قادر به تجربه مستقل بودن نیست. گروه دوم هم که معتقدند کودک را باید مستقل بارآورد، آنقدر در این کار زیاده روی می‌کنند که مراقبت و کنترل کودک را رها می‌کنند در نتیجه کودک دچار مشکلات دیگری می‌شود.
اما هیچکدام این روش‌ها درست نیستند. بهترین روش دادن حق «انتخاب» به کودک است. بهتر است از همان سن دو سالگی که کودک میخواهد استقلال را تحربه کند، والدین گام به گام و لحظه به لحظه در کنار او باشند و به او فرصت تجربه استقلال را بدهند. یک کودک ۲ ساله قطعا قادر به تصمیم گیری در خیلی موارد نیست اما با حضور در کنار والدین می‌تواند دست به انتخاب بزند. در واقع با این کار کودک تمرین استقلال میکند.
روش‌های تقویت استقلال طلبی
کودک تا زمانی که قدرت تصمیم گیری ندارد باید به اون قدرت انتخاب داد نه قدرت تصمیم گیری، نباید اجازه داد تعیین تکلیف کند، باید به اون چند گزینه داد تا از بین انها انتخاب کند و هرچقد بزرگتر می‌شود قدرت انتخابش بیشتر شود.
باید اجازه دهیم بچه‌ها تجربیاتشان را زیاد کنند، یاد بگیرند و دفعه بعد از دانسته‌هایشان استفاده کنند، باید هوشیارانه توانایی‌های کودک خود را ارزیابی کنیم و او را برای تجربیات مهم و سرنوشت ساز در زندگی با دادن حق انتخاب و تجربه استقلال و کسب هویت آماده کنیم. فقط در این صورت است که او می‌تواند آینده‌ای خوب و درخشان داشته باشد و مسیر زندگی آینده‌اش را به درستی تعیین کند.

دلایل صبحانه نخوردن کودکان

علت صبحانه نخوردن کودکان بیشتر دلایل روانی دارد. البته لازم به ذکر است این مورد بیشتر در کودکانی دیده می‌شود که هر روز صبح زود به مدرسه می‌روند و موضوع صبحانه خوردن یا نخوردن آنان دغدغه‌ی پدر و مادرها می‌شود. 


 صبحانه نخوردن کودکان به علت کم اشتهایی

شایع ترین دلیل صبحانه نخوردن کودکان کم اشتهایی صبحگاهی است. بیشتر بچه‌ها وقتی از خواب بیدار می‌شوند میلی به غذا خوردن ندارند. شاید ریشه‌ی این موضوع را بتوان در سبک نادرست زندگی خانواده‌ها جستجو کرد. تعطیلات و ایام تابستان مساوی است با بی برنامگی در خانواده‌ها، هر زمانی که دوست دارند بخوابند، هر وقت تمایل داشتند بیدار شوند و حتی به جای صبحانه ناهار مصرف کنند. نکته‌ی مهم اینجاست که برنامه غذایی بچه ها مستقیما به برنامه خوابشان ارتباط دارد. وقتی برنامه خواب کودک نامنظم باشد به همان اندازه برنامه‌ی غذایی او هم به هم می‌ریزد.

صبحانه نخوردن کودکان به علت لجبازی و اشتباهات تربیتی

دلیل بعدی صبحانه نخوردن، اشتباهات تربیتی والدین است. این دسته از کودکان به دلیل محبت و توجه بیش از حدی که از والدین خود دریافت کرده‌اند لجباز بار آمده‌اند. دکتر امیری می‌گوید: «کودکان در چنین خانواده‌هایی، همه کارهای عادی و وظایف خود را با نوعی منت انجام می‌دهند زیرا والدین با اشتباهات تربیتی متعدد آن ها را باج گیر بار آورده اند.» پس رفتاری که در اینجا با آن مواجه هستیم رفتار باج گیری است. کودک هر کاری که انجام بدهد حتی کارهای ساده ای مانند غذا خوردن و به مدرسته رفتن، در ازایش باج می‌گیرد و گویی این کار را بخاطر پدر و مادر خود انجام می‌دهد. «کودک در چنین شرایطی والدین را تابع خود می‌کند و والدین هم به اشتباه در ازای غذا خوردن یا درس خواندن به او باج می‌دهند تا مبادا رفتارش تغییر کند. در چنین فضایی کودک و والدین وارد یک بازی روانی می شوند که بسیار خطرناک است. زیرا کودک باید بداند برای نیازهای اولیه‌اش باید خودش اقدام کند و لازم نیست والدین را آزمایش کند.»

کودک باید بداند غذایی که میخورد نیاز جسمی است و این کار را برای خودش انجام می‌دهد نه فرد دیگری و او خودش مسئول تغذیه خودش است و اگر کودکی مسئولیت خودش را انجام نداد امتیازاتی از او گرفته شود نه این که به او باج داده شود. چه کودکی که باج می‌گیرد، چه والدینی که باج می‌دهند، هر دو روش اشتباه است و کودک باید بداند در صورت عمل نکردن به مسئولیت خوش، امتیاز مهمی مانند گردش در پارک را از دست می‌دهد.


منبع: دلایل صبحانه نخوردن کودکان

خلاصه کارگاه روان شناسی برای شناخت عوامل محرک افسردگی

یکی از شایع‌ترین و رایج‌ترین مشکلات روانی افسردگی است که علائم آن، سرخوردگی، گوشه گیری، عدم تمایل برای انجام کارهای روزانه، ناراحتی و… می‌باشد. افسردگی ممکن است کوتاه مدت و زودگذر باشد و یا بلند مدت و زندگی فرد و انجام فعالیتهای روزانه را مختل کند. 
 ۵ عامل محرک افسردگی:
۱- دوری از اجتماع
فردی که از نظر روانی دچار افسردگی است، به شدت از دیگران دوری می‌کند. عقب‌نشینی اجتماعی، پاسخی به استرس و درگیری ذهنی است و حضور در اجتماع همانند ترمزی است برای رهایی از این درگیری.
راه حل: به صورت تدریجی خود را وارد اجتماع کنید. خانواده و دوستان بهترین گزینه برای شروع این کار هستند.
۲- پرورش افکار بیهوده
فکر کردن درباره شکست ها و هر آنچه که از دسترس فرد خارج است، باعث به وجود آمدن افکار بیهوده و درگیری ذهنی می‌شود. این افکار مانند سم هستند که ناخودآگاه ذهنیت منفی و ناخوشایندی نسبت به خد فرد در او ایجاد می‌کنند.
به گفته دکتر Mark Giulston (روانپزشک)، «هنگامی که شما افکار منفی در ذهن خود می‌پروانید، در واقع در قلمرو دشمن قرار گرفته‌اید.» قبل از اینکه این افکار به سراغتان بیاید و بر شما غلبه کند خود را از دست آن ها خلاص کنید.
راه حل: توجه و خود را به انجام کارهای مثبتتر معطوف کنید و برای آن وقت بگذارید.

۳- خود درمانی با الکل و مخدرها
مصرف الکل و مواد مخدر یکی از عوامل تشدید کننده ی افسردگی است. در کوتاه مدت ممکن است مصرف مشروبات الکلی تفکرات بیهوده و استرس را دور کند اما این عمل در بلند مدت تاثیر مخربی بر سیستم عصبی فرد می‌گذارد.
همچنین الکل ممکن است تاثیرگذاری داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب را خنثی کند و باعث آسیب رسیدن به جسم فرد شود.
راه حل: فقط و فقط مطابق نظر پزشک خود پیش بروید.

۴- انجام ندادن فعالیت‌های ورزشی
در افراد افسرده میزان ترشح سروتونین و دوپامین به پایینترین حد خود میرسد. انجام فعالیت های ورزشی باعث ترشح این دوماده میشود که اثر خیلی قدرتمندی روی افسردگی دارد. اگر در گذشته به انجام فعالیت های ورزشی مشغول بودید از اثر نشاط بخش آن به خوبی آگاهی دارید.
راه حل: هر ورزشی حتی پیاده روی می‌تواند شما را از دام افسردگی نجات دهد. اگر انگیزه کافی برای این کار را ندارید بهتر است با یکی از دوستان یا آشنایان خود به کلاسهای ورزشی بروید.

۵- افکار منفی
فردی که مستعد افسردگی است، افکار منفی را در خود میپروراند و فکر میکند حتی انجام دادن کارهای متفاوت و تلاش برای بهبود اوضاع هم تاثیر نخواهد داشت و احساس خوب به آنها دست نخواهد داد.
بنابراین حتی تلاش هم نمیکند و از انجام هر کاری سر باز میزند. پروراندن افکار منفی دام بزرگی است که باعث تشدید افسردگی و منفعل شدن کامل فرد می‌گردد.
راه حل: منتظر رویدادن اتفاقات منفی نباشید. اگر تلاش و کوشش کنید، شانس رسیدن به نتایج مثبت و سازنده را از دست نخواهید داد.

خلاصه مطالب کارگاه روان شناسی با موضوع همسرگریزی

شاید شما هم در میان دوستان و یا همکاران خود افرادی را دیده باشید که به رغم اینکه ظاهرا مشکلی ندرند اما از خانه گریزانند، از همسر خود فراری‌اند و دوست ندارند کنار همسر خود باشند. همسرانی که هرگز لذت با هم بودن را نچشیده‌اند و تجربه نکرده‌اند. در زیر به خلاصه مطالبی که در کارگاه روان شناسی با موضوع همسرگریزی گفته می‌شود می‌پردازیم. 

 افراد معتاد به کار
ابتدا لازم است افرادی که وابستگی شدیدی به کارشان دارند و از آن لذت وافری می‌برند (معتاد به کارشان هستند) را از کسانی که همسرگریزند جدا کنیم. شباهتی که این دو دسته به یکدیگر دارند این است که هر دو گروه اکثر وقت خود را در محیط کارشان می‌گذرانند و تمام وقت کار می‌کنند.
در کارگاه روان شناسی مطرح می‌شود که این رفتار افراد معتاد به کار ناشی از وابستگی شدیدی است که به کار دارند، آن‌ها اغلب با همسر و فرزند خود مشکلی ندارند فقط تنها لذتشان در دنیا کار کردن هست و با کار هویت خودشان را تعریف می‌کنند. برای همین حتی در روزهای تعطیل هم مشغول کارند.
خانواده این افراد ممکن است در ابتدا سعی کنند با پول تمامی نیازهای خود را برطرف کنند اما بعد ازمدتی دچار خلأهای عاطفی می‌شوند. حضور نداشتن والدی که به کار معتاد است می‌تواند به سلامت بچه‌ها صدمه بزند و آنها را دچار خلأهای خاصی کند. مشکل این افراد به راحتی با چند جلسه روان درمانی حل می‌شود.
اما همسرگریزان بر خلاف دسته‌ی پیشین به این دلیل به کار پناه می‌برند که برای فرار از خانه چاره‌ی دیگری ندارند حتی ممکن است از کار خود لذت هم نبرند صرفا با پناه بردن به محل کار وقت کشی می‌کنند. این افراد آنقدر در محیط کار انرژی خود را صرف می‌کنند تا زمانی که در منزل و نزد همسر خود هستند خسته و بی انگیزه‌اند، حرفی ندارند که بزنند، فصل مشترکی ندارند و از بودن در کنار همسر خود لذتی نمی‌برند. حتی روابط جنسی آنها در این زندگی مکانیکی بدون رد و بدل کردن هیچ احساس و عاطفه‌ای صورت می‌گیرد.

چرا آنها از همسرشان گریزانند؟
داستان معمولا از آنجایی شروع می‌شود که این دسته از آدم‌ها با یک انتخاب غلط و در پی آن به دنبال تصمیمی عجولانه با یکدیگر ازدواج می‌کنند و زیر یک سقف می‌روند بدون اینکه تناسب‌های لازم برای ازدواج را در نظر گرفته باشند. بعد از مدتی متوجه می‌شوند که دیگر از عشق روز اول خبری نیست و حتی حرف یکدیگر را نمی‌فهمند چون به محض شروع به صحبت به سمت کشمکش و بحث و دعوا کشیده می‌شوند و ترجیح می‌دهند باهم صحبت نکنند و از هم فاصله بگیرند. حتی گاهی تلاش برای هماهنگ شدن با یکدیگر نتیجه‌ای ندارد و تمام نیازهای آنها بی‌پاسخ می‌ماند.